نون بربری

امروز بعد ازظهر وقتی می خواستیم سوار آسانسور و یا بقول آرین سانسور قلب بشیم و بیاییم خونه یک آقایی نون بربری بدست وارد آسانسور شد آرین هم پرید و یک تیکه از نون کند وای خدای من از خجالت داشتم آب می شدم . دستش رو هوا گرفتم ولی آقاهه گفت: خانم اجازه بدید که برداره و یک تیکه از نون کند و داد دست آرین . خیلی شرمنده شدم و چند دفعه ازش عذرخواهی کردم.ناراحت

دیروز هم همین اتفاق افتاد یک پسر بچه همسن و سال آرین دم آسانسور چند تا نون دستش بود و باز آرین بدون هیچ رو در بایستی از نونش کند، بنده خدا پسر بچه یک لحظه شوکه شد و بعدش که ما اومدیم سوار آسانسور بشیم نیامد تو ! بهش گفتم چرا نمیای ؟!بیچاره گفت منتظر کسی هستم ! ولی چشماش کاملا گرد شده بود . تعجب

با خودم فکر کردم که بعضی اوقات اگر ما هم می تونستیم مثل آرین بدون رو در بایستی کار هائی رو که دوست داریم انجام بدیم خیلی کمتر اذیت می شدیم !

/ 7 نظر / 25 بازدید
ادیب

خدا قوت ! همیشه موقع بیرون رفتن تو جیباتون چیزی داشته باشید : کشک. شیرینی یا آدامس .تو این مواقع خیییلی کارها می کنه .

زویا

بازم ازم عکس بذارید دلمون براش تنگ شده [قلب]

para

akhey azizam eynane man mimone , monteha man hamishe rodarvasi mikonam akharsaram noon barbari nemikhoram :((

هایده

خانم محترم شما چرا از اون بچه سوال کردی که چرا نمی یاد سوار آسانسور شه اگه سوار میشد تمام نونها تموم میشد ودوباره باید میرفت نانوایی [اوه][اوه][اوه][اوه][اوه]

خاله هاني

عوضش چشم بچه اش هيچ وقت سبز نميشه

مریم افضلی

نگران نباش دختر من نمی پره نون برداره اما اونقدر می گه مامان نون می خوام که طرف می فهمه بهش می ده منم خجالت می کشم مثل شما بعد به خودم می گم این هم تفاوت بچه ها و آدم بزرگاست دیگه[چشمک]