کشتی آرین و امیررضا

آرین یک همکلاسی داره به اسم امیررضا .

رابط بین خونه و مدرسه یک دفتر یادداشته که هرروز هم من و هم معلم آرین توش     می نویسیم.    

دیروز خانم معلم برام نوشت که آرین خیلی بلا شده میره وسایل امیررضا رو از قصد بر میداره با خنده تا اونو عصبانی کنه بعدش باهم گلاویز می شن منم جداشون نمی کنم دورا دور مواظبشونم که صدمه نبینن ولی می گذارم باهم خوب کشتی بگیرن لبخند

این یعنی کلی پیشرفت برای یک بچه اتیسم ،این یعنی برقراری تعامل چیزی که بچه های ما خیلی توش ضعیفن . باور کنید وقتی این نوشته خانم معلم رو دیدم کلی ذوق زده شدم. بهتون می گم که ما واسه چیزهائی خوشحال می شیم که مادر و پدر بچه عادی شاید هیچ توجهی بهش نکنه . ما برای جز جز حرکات بچه های نازنینمون خوشحال می شیم و قدرشو می دونیم .

/ 7 نظر / 23 بازدید
خاله هاني

الهي قربونش برم كه انقدر بلا شده

ادیب

تبريك ميگم . انشاالله كم كم بهتر و بهتر ميشه .

نسترن هاشمی

[قلب][ماچ]

ریحانه سادات

سلام خداروشکر انشالله همیشه شاهد موفقیت های روزافزونش باشید.[قلب] من دنبال یه فیلم زیبا و علمی برای اوتیسم می گشتم که به وبلاگ شما بر خوردم شما می تونید در این زمینه راهنمایی ام کنید ؟ چون نمی دونم باید از کجا پیدا کنم عجله هم دارم چون تو این هفته ای که می اید باید کنفرانسمان را بدهیم . ممنون می شم اگر راهنمایی ام کنید .

هایده

عریر دلم به امید موفقیت های روز افزون خیلی خبر خوبی بود خوشحال شدم[خوشمزه][خوشمزه][خوشمزه][خوشمزه][خوشمزه]

عزیز دلم چقدر دلم براتون تنگه

مریم افضلی

اینجا یه کم دلتون بسوزه که من این صحنه رو دیدم شما تعریفش و شنیدید تازگی ها این کار و با منم می کنه ..البته به قسمت کشتی نمی رسه[چشمک]