دغدغه روزهای آینده آرین

امروز حال و هوای خیلی خیلی خوبی دارم . لبخند

دو دوست انجمن هگمتانه امروز مهمان من بودند و من ازشون خیلی یاد گرفتم .

از من پرسیدند نگران آینده آرین نیستی ؟ این بزرگترین نگرانی من و پدر آرین هست و فکر کنم تمام مادر و پدرهای اوتیسم . گاهی اوقات که ناامیدم می گم که بشینیم تو ماشین و خودمون رو بکوبیم به یک صخره ای کوهی سه تائیمون راحت بشیم سبز 

ولی امروز یک چیز قشنگی یکی از خانمها گفت و اونم این بود که نه فقط شما بلکه ما والدین بچه های عادی هم نگران آینده فرزندمون هستیم دیدم درست می گه مامان و بابای من هنوز نگران زندگی من هستند پس چرا از الآن فکر روزی رو که نیومده بکنیم. 

در لحظه زندگی کردن بهترین نوع زندگیه ایکاش که این هیچوقت یادم نره .

یکی از مامانهای اوتیسم می گفت که ببین منکه یک منقل و بادبزن میدم دست پسرم با یک مقدار بلال ، زمستونها لبو بفروشه تابستونها هم بلال مژه

بدم نیست خوب همه که دکتر و مهندس و دانشمند نباید بشن ما به مکانیک و بقال و آشپز و ... هم احتیاج داریم.

در مورد آرین فکر کنم آشپز خوبی بشه زبان

/ 7 نظر / 20 بازدید
زویا

آره غذاهایی با طعم سس گوجه فرنگی [چشمک] چرا که نه! همیشه که اینجوری نمیمونه. ممکنه روزی بیاد که بهش افتخار کنید [پلک]

هانیه

مهم این نیست که چه کاره بشن مهم این است که از تمام توانایی اشان استفاده کنند من میتونم شغل اینده ارین رو حدس بزنم بگذار برات تجسم کنم . من عاشق رفتن و چرخیدن تو شهر کتاب هستم گاهی اوقات وقتی میرم شهر کتاب نیاوران ودارم گنجه رمان های ایرانی رو بر انداز میکنم همیشه یک پسر سبزه قد کوتاه میاد و میگه خانم میتونم کمکتون کنم حالا ۱۵ سال بعد میرم شهر کتاب و عینکم در میارم رو با کمردردی که دارم خم میشم تا کتاب ها رو ببینم پسر سفید رو قد بلندی در حالی که عطر ورساچه مورد علاقه من رو زده کتاب جدیدی رو به طرفم میگیره و میگه خانم این کتاب بی نظیره .... نگاهی به کتاب و دقیق تر از اون به چهره اون جوون انداختم کاش دختر داشتم وای خدای من ....... نه امکان نداره چی خانم ؛ چی امکان نداره اقا شما شبیه یکی هستید که قدیم ها میشناختمش اسمش ارین بود اسم من هم ارین ، ارین معصومی مسیول این بخش شهر کتاب ??

هایده

دوست عزیزم این عزیزان ما شغلهای فصلی دارند و این کار از عهده هر کسی بر نمیاد چون اینا بلالها رو می سوزانند ولبو ها هم لهیده ویا خام در سطح شهر توزیع میکنند که البته نا گفته نماند آنهم یه مزه ای دارد که نگو وبدان وآگاه باش که تمام فراورده رو منو وتو وهمسران گرام باید بخوریم[اوه][تایید][تایید][تایید][تایید][من نبودم][من نبودم][من نبودم][من نبودم]

هانیه

هايده خانم بدان و اگاه باش كه هرايرادي بگيري درست ولي اين بچه ها دست پخت خوبي دراينده خواهند داشت چون هر تپلي اگر دست پختش بد باشه چاق نميشه مراجعه شود به دوستان

para

azize delam afarin ke enghadr khoob fekr mikoni o omidvari pas chi bayadam omidvar bashi va dar zemn az hameye shoma doustane aziz mikham ye khaheshi konam midonam ke vaghean sakhte o to in rah momkene ke kheyli vaghhta na omid beshid ama lotfan enghadr manfi fekr nakonid hata chera labo o balal motmaen bash ke ayandeye besyar besyar roshantari khahand dasht va az pase kari ke anjam midan hata kheyli behtar az sahebaye asliye in shoghla khahand bood yademon nare ke aksare afrad to in zamine toye shoghli ke dashtand kheyli movaffaghtar az baghiye boodan ...

مهرنوش امیری

سلام. من آدرس وبلاگتونو از فیسبوک دیدم. من تحقیقات زیادی راجع به اوتیسم کردم. و نهایتش این بود که اوتیسم یه اختلال رو به رشد هست که آمارش ربطی به جغرافیا و فرهنگ و نژاد نداره. آخرین آمار 1 در 88 نفر بوده.اما توی کشور ما براثر ناآگاهی آمار کمتری رو اعلام کردن بنابراین در آینده ما بزرگسالان اوتیسم زیادی خواهیم داشت که نیاز به کار و تسهیلات زندگی دارند و البته افزایش آگاهی و آموزش های درست می تونه این بچه ها رو برای آینده آماده کنه. امسال یک شرکت کامپیوتری آلمانی افراد اوتیسم رو در شرکتش استخدام کرده. من فکر می کنم افزایش آگاهی و تبلیغات و فعالیت انجمن ها میشه آینده مستقل این کودکان رو تامین کرد. :)

مهدی

شما را ستایش می کنم و بهتون آفرین می گم که خیلی ساده و صمیمی نگرانی ها و ذهنیتتون رو با بقیه قسمت می کنید. در روزهای آینده شاید فکر کنید این کار به چه دردی می خوره؟ و یا دلسرد بشید. اون موقع یاد حرف من بیوفتید که آدمهای زیادی نیستند که جرات بلند بلند فکر کردن رو داشته باشند. اینجوری بقیه با خوندن فکر های شما سریعتر رشد می کنند. دلگرم باشید.