در حسرت یک روز خوب

دو سه روزه که اصلا حالم سر جاش نیست .

البته همه آدمها از این روزها دارن ولی مال ما خانواده های اوتیسم یک جوردیگست . این حس نا امیدی و مبهم بودن آینده بچه هامون ، آدم رو داغون میکنه.

چند روز پیش مدرسه ،جلسه اولیا و مربیان داشت به چهره هر کدوم از مادر ، پدر ها که نگاه می کردم می دیدم واقعا تو جوونی پیر شدن . از چند تا شون سن ها شون رو که پرسیدم  از تعجب دهانم باز موند اصلا چهره ها شون به سنشون نمی خورد.

همیشه با دوستام که صحبت می کنم بهشون به شوخی می میگم که ماها بمیریم هم دستامون از قبر بیرون میمونه .

دیشب آقای پدر می گفت :خسته شدم ! ما حتما یک گناهی کردیم. خیلی از دستش عصبانی شدم گفتم تو همش منفی حرف می زنی. ولی از طرفی دلم هم براش سوخت .خوب اونم دوست داشته یک پسر داشته باشه باهاش درباره ماشینها صحبت کنه . باهم فوتبال تماشا کنن و ...

نمی دونم خدا کنه که یک روز خوب برای ما هم بیاد. 

/ 8 نظر / 19 بازدید

می یاد یک روز خوب می آد

زویا

میدونم خیلی سخته. اما امیدوار باشید. خیلی از بچه های اوتیسم بودن که با حمایت خانواده ها و کادر متخصص، تونستن آینده طبیعی داشته باشن. امیدوارم آرین هم جزء اونا باشه و نتیجه این زحمت ها و سختی ها رو ببینید [قلب]

خاله هاني

در نا اميدي بسي اميد است پايان شب سيه سپيد است ت بده خاله پاني

para

[ماچ][گل]نگاه کن که موم شب به راه ما چگونه قطره قطره آب می شود صراحی سیاه دیدگان من به لای لای گرم تو لبالب از شراب خواب می شود به روی گاهواره های شعر من نگاه کن تو می دمی و آفتاب می شود

هایده

دوستم هر کس باید یه جوری پیر بشه ما هم پیری زود رس گرفتیم فقط تو فکر اون دستم که از قبر بیرون میمونه و این را بدان وآگاه باش که این بچه ها برکات خانه وکاشانه ما هستن ویه روزی.....

فــآصلــ ـهـ

مامان مهربون،تو مادری و می تونی بریزی بیرون و خودتو تخلیه کنی،اما آقای پدر به عنوان مرد میریزه تو خودش که تو آسیب نبینی و بیشتر اذیت نشی.اینکه فقط با همین یه جمله می تونه خالی شه،بذار خالی شه. من چون خونواده ای مشابه شمارو دیدم می دونم که خدا بهت صبر و امیدشو داده که هم تحمل کنی این سختیو هم منتظر جواب خدا باشی. [گل]

ادیب

ارين جون هم ان شاالله كم كم بزرگ مي شه برا خودش مردي مي شه ... ولي زحمت داره .خيلي هم زحمت داره . از خداي مهربون برا همه ي پدر و مادراي اين نوگلان آرزوي صبر دارم . راستيمي دونيد بزرگترين خدمت به خانواده هاي اين كودكان چيه ؟ به قول خانم دكتر گلابي حداقل لطفي كه دوستان و اقوام مي تونند بكنند اينه كه هر از گاهي يكي دو ساعت پذيراي اين كودكان باشن . تا پدر و مادر اونا يه كم بله يه كم استراحتي كنند . مي دونيد كه چرا در هيچ جاي ايران مركز نگهداري شبانه روزي براي اين كودكان نيست ؟ چون نگهداري از اين كودكان در توان هيچ مربي و معلمي نيست . به اميد آينده ي بهتر براي همه ي آرين ها .

بچه ایرونی

سلام.امدت به خدا باشه رفتم حرم امام رضا ع واسش دعا میکنم