مدتهاست که دوستان کارشناس من در پی تصحیح کردن لغات به کار رفته در مورد اتیسم هستند بد ندیدم در وبلاگی که برای آشنائی با اتیسم و کودک دارای اتیسم هست  مقاله ای از دوست بسیار عزیزم خانم مریم افضلی کارشناس ارشد مشاوره و راهنماییسردبیر گاهنامه پژواک اتیسم بیارم به امید اینکه ما  واژگان مربوط به اتیسم را درست به کار ببریم و در آینده ای نزدیک همه جامعه ما این واژگان مناسب را جایگزین کنند به امید اونروز....

و اما مقاله :

گرچه عصر حاضر را عصر ارتباطات می نامند اما امروزه همین ارتباط یکی از مشکلات اساسی جامعه بشری است.
در دنیای انسان ها آنچه آن ها را به یکدیگر پیوند می دهد ارتباط است.ارتباط عبارت است از انتقال پیام از فرستنده به گیرنده با استفاده از یک انتقال دهنده .عده ای تصور می کنند تنها صحبت کردن ابزاری برای برقراری ارتباط است اماارتباط انواع مختلفی دارد.حتی هنگامی که شخصی با شما صحبت می کند و شما سرتان را تکان می دهید یعنی در حال برقراری ارتباط هستید .یا هنگامیکه به یک مکان خاص وارد می شوید تصاویر و پوستر های روی دیوار را مشاهده می کنید تلاش می کنید تا با خواندن پیام ها و درک محتویات آن به درخواست برقراری ارتباط از جانب آن مکان خاص پاسخ دهید.

شما اکنون نیز با خواندن این مطلب در حال برقراری ارتباط با نگارنده هستید.در حال حاضر منبع یا فرستده پیام بنده (نویسنده مطلب) هستم پیام آن چیزی است که سعی دارم به شما انتقال دهم ( تاثیر واژگان در معرفی اتیسم )و کانال و ابزار ارتباطی ،واژگان موجود در متن هستند و گیرنده پیام، شما دوست عزیز هستید.ما اکنون همدیگر را نمی بینیم بنابراین حرکات چهره ،آهنگ صدا و هیچ چیز دیگری به جز کلماتی که من انتخاب می کنم نمی تواند مقصود را برساند در نتیجه این انتخاب بسیار مهم است.می توان با یک واژه اشتباه سوء تفاهم های بسیاری به وجود آورد و یا شما را کنار پرتگاه تردید و شک رها کرد.

نچه گروه (پژواک اتیسم) با سرپرستی دکتر سید علی صمدی در این مدت انجام دادند بررسی واژگانی بود که در کتاب های چاپ شده مربوط به اتیسم در ایران مورد استفاده قرار گرفته است. 
آنچه حاصل آمد درک پراکندگی و تعدد واژگانی بود که حتی در نامیدن این اختلال رشدی به چشم می خورد.
وضوح و شفافیت در بیان و نگارش یکی از شیوه های تصمیم گیری و تبادل نظر در مورد یک مفهوم است.
آنچه مسلم است این است که تعدد واژگان و همسان نبودن آنها یکی از عواملی است که باعث می شود تا اعضا جامعه اتیسم کمتر از سایر گروه ها بتواند دور هم بنشینند در مورد موضوع واحد و شخصی صحبت کنند و در نهایت به یک نتیجه واحد برسند.
هر چند منظور تمام نویسندگان از کاربرد واژگان مختلف اشاره به اختلالی واحد بود ، اما به نظر می رسد که نوعی همسانی و اتفاق نظر برای نام اختلالی که در مورد آن صحبت می شود،لازم است.

در بررسی های حقوقی نیز که استفاده از واژگان مشخص ضروری است، کاربرد واژگان متعدد نشانه وجود ابهام و نامشخص بودن آن است. در مورد اتیسم نیز ناهماهنگی در واژگان و استفاده از نگارش و توصیف های مورد استفاده برای بیان آن می تواند نشانه عدم وضوح و همسانی در منظور و برقرار نشدن ارتباط کامل باشد. این همه اختلاف در کتاب هایی که همگی سعی دارند اتیسم را تعریف کنند نشانه عدم نگرش یکسان نسبت به یک اختلال رشدی است که زیربنای علمی و پژوهشی دارد.
در چند اثر تفاوت میان تالیف ،گرد آوری و ترجمه به خوبی رعایت نشده بود. در برخی از ترجمه ها اصول اولیه ترجمه به خصوص ترجمه لغات تخصصی و نگارش رعایت نشده بود.به نظر می رسد عده ای از دوستان و به دلیل خلا موجود در بازار کتاب های تخصصی،فقدان نقد و بررسی علمی و رتبه بندی های قابل قبول در مراکز استفاده کننده از منابع و کمبود کتاب های مربوط به اتیسم بسیار عجولانه تنها دست به ترجمه و نگارش زده اند. البته در این میان نمی توان وجود کتاب های تخصصی ارزشمند را نادیده گرفت.

آنچه مهم به نظر می رسد این است که ما با خواندن کتاب های مربوط به اتیسم سعی داریم با یکدیگر ارتباط برقرار کنیم،تبادل اطلاعات نموده و خدمتی ارایه دهیم و این در حالی ست که حتی در قدم اول این ارتباط، که همان انتخاب واژگان است هیچ هم خوانی و اشتراکی وجود ندارد. بسیار در این کتاب ها دیده ایم که حتی نویسنده در کل کتاب نیز از واژگان یکسانی استفاده نکرده است به عنوان مثال روی جلد از کلمه (اوتیسم) استفاده شده و داخل کتاب از (اتیسم).واژ ه های مانند اتیسمی،اتیسمیک،اتیستیک، و حتی اتیست .که این موارد ما را بسیار متعجب کرد. عده ای از نویسندگان و مترجمان عزیز بدون مشخص کردن موضع و دیدگاه خود اتیسم را اختلال ،عده ای بیماری و عده ای بنا بر سلیقه خود تفاوت در شیوه های برقراری ارتباط و یا چیز دیگر معرفی کرده بودند. موج جدیدی که در ایران به راه افتاده استفاده از کلمه (آتیزم ) است که تضاد مشخصی با گویش فارسی و این واژه دارد و این در حالی ست که در هر کشوری با توجه به آوا و نحو بیان زبان خود از یک کلمه بر گرفته از فرهنگ دیگر استفاده می کنند و صرفا تلفظ کشورهای دیگر برایشان دلیل برتری و یا صحت آن نیست. به عنوان مثال در آلمان کلمه (اتیسمو) و در سوئد کلمه (آوتیسم) را به کار می برند. در حالیکه از نظر ریشه شناسی زبانی این زبان ها در مقایسه با زبان فارسی اشتراک بسیار بیشتری با زبان انگلیسی دارند. 
اتیسمیک نیز به دلیل ( ک مصغر ) انتهای واژه ، از نظر زبان فارسی مفهوم درستی را انتقال نمی دهد. هر چند که کلمه اتیسم خود فارسی نیست؛اما در فرایند تغییر و تحول زبان ،اغلب نام هایی که از زبانی وارد زبان دیگر می شوند از دستور زبان و قوانین زبان میزبان تبعیت می کنند. به واژ ه های بسیاری در این ارتباط می توان اشاره کرد. مثلا کلمه فرانسوی کراوت به شکل کراواتی برای شخصی که کراوات می زند مورد استفاده قرار می گیرد.
بنابراین نمی توان طبق دستور زبان فارسی کلمه انگلیسی اتیستیک را که به معنای دارای اتیسم است به همان صورت وارد زبان فارسی کرد و مناسب تر این است که به فرد دارای اتیسم تغییر پیدا کند.

نکته بعد که اهمیت یکسانی واژگان را چند برابر می کند لزوم توجه به موارد حقوقی و قانونی در این حیطه است.
همه افرادی که به نوعی با اتیسم سروکار دارند اعتراضاتی مبنی بر اینکه چرا درباره اتیسم، تعریف و یا چهارچوب حقوقی مشخصی در قوانین فعلی وجود ندارد را ارایه می دهند! در صورتی که بررسی های مشخص حقوقی به دلیل اهمیت واژگان و دارای وزن بودن کلمات مورد استفاده در تفسیرهای حقوقی تنها زمانی قابل انجام است که حقوق دانان با واژگان تعیین شده ، مشخص و مورد توافق گروه استفاده کننده روبه رو باشند.
اهمیت کلمات در قانون بر کسی پوشیده نیست زیرا برای قانون گذاری حتما باید وکلا به اجماع و تفاهمی برسند که توسط کلام به وجود می آید.البته من قانونگذار نیستم و ادعایی هم در این مورد نمی کنم و از تمام حقوق دانان عزیز دعوت می کنم تا این مساله را به چالش بکشند اما این را می دانم که معیارهای محتوایی و شکلی کلمات از معیارهای اساسی قانونگذاری است .

با توجه به مستندات ارایه شده گاهنامه پژواک اتیسم سعی دارد نگرش و پیشنهادات خود را درباره این مقوله مشخص نماید و چون اتیسم را بیماری نمی داند و دیدگاه اجتماعی مربوط به ناتوانی را به پذیرفته است و از منظر اختلال ارتباطی و تفاوت در شیوه های مورد استفاده برای برقراری ارتباط به آن نگاه می کند ،سعی دارد مقالات خود را با واژه های مشخص زیر ارایه کند:

واژگانی که به چشم می خورد(اوتیسم،آتیزم اوتیزم، درخود مانده و.....
اتیستیک،کودکان مبتلا به اتیسم ، فرد اتیسمی، کودک اوتستیک
کودک عقب مانده ذهنی
منگول
درمان
بیماری
اختلالات فراگیر اتیسم
کودکان مبتلا به اختلالات نافذ رشد، کودکان مبتلا به اختلالات رشد

کودک دارای رشد طبیعی/ نرمال/سالم

کودک دارای مشکل
مشکلات، دشواری ها ی رفتاری)

واژگانی که ما بر گزیده ایم: به ترتیب(

اتیسم
کودکان دارای اتیسم
کودک دارای تاخیر/کم توانی/ نا توانی هوشی
کودک سندروم داون
مداخلات/توانبخشی
اختلال
اختلالات طیف اتیسم
کودکان دارای اختلالات رشد

کودک دارای رشد عادی/معمول
کودک دارای نیازهای ویژه
رفتارهای چالش برانگیز)