امسال تعطیلات طولانی تر از سالهای قبل بود و بالطبع وقت زیادی موجود ، با همسرم تصمیم گرفتیم چند روزی به سفر داخلی بریم. کلا من دوست دارم تمام شهرهای زیبای کشورم رو ببینم .لبخند

این بار تصمیم گرفتیم به استان چهار محال بختیاری و شهر کرد بریم. همیشه دوست داشتم لاله های واژگون رو از نزدیک ببینم . نیشخند با اینکه همسرم گفت که لاله ها در اردیبهشت سر از خاک بر می دارند من گفتم بریم . عینکیک روز به کوهرنگ زیبا رفتیم .کلی به آرین خوش گذشت چون طبیعت بسیار زیبائی داشت و معمولا بچه های اتیسم عاشق طبیعتند و معمولا در طبیعت حال بهتری دارند.قلب

زمانی که به دشت لاله های واژگون رسیدیم که هنوز جوونه زده بودند و خیلی مونده بود که واژگون بشن زبان رودخانه ای اون نزدیکی بود که آرین از اونجائیکه عاشقش هست دوئید به سمتش من و همسرم اصلا فکر نمی کردیم که آرین هوس کنه بره تو آب . هوا هم خنک بود . جدیدا آرین خیلی هوشیار شده و ما رو گول میزنه خنده اول چند تا سنگ پرت کرد تو آب و بعدش به سرعت نور پرید تو آب رودخونه مژه

خدا رو شکر که همیشه من لباس اضافی با خودم بر می دارم . کلی آب بازی کرد و بهش خوش گذشت به همسرم که غر غر می کرد گفتم ولش کن بگذار هر کاری که دوست داره بکنه و خوش بگذرونه فکر می کنم اونروز از معدود روزهائی بود که کلمه نکن رو نشنید. 

امیدوارم تو سال جدید از این تجربه ها بیشتر داشته باشه .