هنوز سرم از ضربه های وارده، دیروز آرین خان درد می کنه . کلافه

دیشب می خواستیم براش یک دست گرمکن بخریم وای وای، چشمتون روز بد نبینه مگه وایستاد ! تمام مدت تو اتاق پرو داشت جیغ جیغ می کرد و خود ش و ما رو می زد . همه هم برگشته بودن با تعجب اونو نگاه می کردن . سبز با اون قد درازش ، توپول . قلب

حالا فکر کن وسط اون همه قشقرق دستهای منو می گذاشت رو صورتم که گریه کنم . متفکر

تازگیها وقتی کار بدی می کنه و می دونه که من از دستش عصبانیم دست منو میگذاره رو صورتم و میگه : گیه گیه و تا من ادای گریه کردن رو در نیارم ول نمی کنه .چشم

خلاصه دیشب هم طبق معمول روزهای خریدمون واسه آقا آرین ،یکی از بدترین شبها بود.

خدایا امتحان بس نیست ، خسته شدیم دیگه . قول میدیم دیگه کار بد نکنیم . فرشته