یک زمانی تابوی من ،مدرسه اوتیسم بود، وقتی اسمش رو می شنیدم می گفتم نه امکان نداره من آرین رو بگذارم بره اینجور مدرسه ها ، حاضرم  براش معلم خصوصی بگیرم ولی مدرسه اوتیسم نمی فرستمش. پدرش هم می گفت :بابا حالا ما که درس خوندیم کجای دنیا رو گرفتیم! ولی هر مادر و پدری دوست داره که فرزندش رو تو لباس مدرسه ببینه او هم برای دلخوشی من می گفت .

پارسال آرین یک معلم نازنین داخل منزل داشت که خودش معلم مدرسه اوتیسم بود ، خیلی با من صحبت کرد، او می گفت که بچه های اوتیسم اگر به مدرسه عادی برن خیلی اذیت می شن ، به من اطمینان  داد که مدرسه رفتن براش خیلی بهتر از خونه موندنه، باعث میشه نظم پذیرتر شه ، و این بود که من دست بکار شدم. و زمانی هم که به مدرسه آرین رفتم از طرز برخورد مدیر و معلمها که همه با عشق در مورد این بچه ها حرف می زدن خیلی خوشم اومد و الآن هم خیلی خوشحالم از اینکه آرین رو به مدرسه مخصوص خودش فرستادم . هم آرین خوشحاله و هم من خیالم راحت.

روز جشن مدرسه من از مراسم با موبایلم فیلم گرفتم باورتون نمیشه عصرها با چه شوق و ذوقی این فیلم رو تماشا می کنه و وقتی این اشتیاق رو توش می بینم از اینکه این درستترین تصمیمی بوده که برای زندگی آرین گرفتیم، مطمئن تر می شم.

از تصمیممون راضیتر می شم چون ، خدائیش بچه های الآن با زمانیکه ما بچه بودیم خیلی فرق دارند ما اصلا تو باغ نبودیم  نیشخند،خیلی حالیشونه و تفاوت ها را به خوبی متوجه میشن و این باعث آزار بچه های ما میشه .

دوستانم باور کنید که این بهترین انتخاب برای من و شمائی است که فرزندی با این اختلال داریم. هم فرزندتون فشار کمتری رو تحمل می کنه و هم خودتون آرامش بیشتری دارید .